Menu with News Bar Below Repeating Banner

سیمینارها

ویدیوهای آموزشی

 (پادشاهی، جمهوری، امارتی) پیشگفتاردر دو فصل پیشین، با مفاهیم بنیادین دولت و حاکمیت و نیز ساختارهای عنعنوی قدرت در افغانستان آشنا شدیم. اکنون نوبت به آن رسیده است که نظامهای حکومتی  را بررسی کنیم که در طول یک قرن اخیر بر این کشور حاکم بوده اند. افغانستان در کمتر از یک سده، هفت نوع نظام سیاسی را تجربه کرده و صاحب ده قانون اساسی شده است. این تنوعِ بی سابقه در نظامهای سیاسی، نشان دهندهٔ ناپایداریِ مزمن ساختار قدرت در این کشور است.نظامِ سیاسی در علوم سیاسی، به مجموعهٔ اصول، قواعد و رویه هائی گفته میشود که بر اساس آنها، قدرت در یک جامعه توزیع، اعمال و منتقل میگردد. در این فصل، سه نوع بزرگ نظامِ حکو...
پیشگفتاردرکِ هر نظام سیاسی، نیازمندِ شناختِ دقیقِ مفاهیمِ بنیادینی است که ستونِ فقراتِ آن نظام را تشکیل میدهند. «دولت»، «حکومت» و «حاکمیت» سه مفهومِ کلیدی در علمِ سیاست و حقوقِ اساسی استند که متأسفانه در گفتارهایِ عمومی و حتی برخی متونِ تخصصی، به اشتباه به جای یکدیگر به کار میروند (خالدی، تأریخ مستند افغانستان، ج۲، فصل چهارم، ص ۸۸). این خلطِ مفاهیم، نه تنها به درکِ نادرست از ساختارِ قدرت میانجآمد، بلکه امکانِ ارزیابیِ دقیقِ کارآمدیِ نظامهایِ سیاسی را نیز از میان میبرد.برای نمونه، در تأریخِ معاصرِ افغانستان، هرگاه از «سقوطِ دولت» سخن به میان میآید (مانند سقوطِ جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۱)، در ح...
نقطهٔ عطف در تأریخ معاصر افغانستان: پیش گفتاردر فصلهای پیشین این درس، مفاهیم بنیادین دولت، حاکمیت، ساختارهای عنعنوی قدرت و نظامهای حکومتی در افغانستان را بررسی کردیم. دیدیم که چگونه الگوهای تأریخی حکومت داری (لودی، سوری و درانی) در طول قرنها، سرنوشت سیاسی این سرزمین را رقم زده اند. اکنون در این فصل، به یکی از حساس ترین و سرنوشت سازترین مقاطع تأریخ معاصر افغانستان میپردازیم: به قدرت رسیدن «شورای نظار» (ربانی-مسعود) در سال ۱۹۹۲ و تداوم آن پس از سال ۲۰۰۱.استدلال اصلی این فصل آن است که این دوره، نه تنها یک جابه جائی سادهٔ قدرت، بلکه آغاز یک پروسهٔ سیستماتیکِ شکستن سمبولهای ملی، تضعیف هویت فراگیر ...
طبق ماده شانزدهم قانون اساسی سال ۲۰۰۴ افغانستان، زبانهای پشتو و دری زبانهای رسمی دولت شناخته شده اند و در کنار آن، سایر زبانها (مانند ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه یی، نورستانی، پامیری و قرغزی) در مناطقی که اکثریت مردم به آنها تکلم میکنند، بعنوان زبان سوم رسمی (برای اداره و آموزش ابتدائی) جایگاه قانونی داشتند. اما از نظر حقوقی و اصطلاحشناسی قانون اساسی، تفکیک روشنی میان «زبان رسمی» و عنوان «زبان ملی» وجود داشت:۱. جایگاه اصطلاح «زبان ملی» در قانون اساسی ۲۰۰۴در متن قانون اساسی سال ۲۰۰۴ از اصطلاح «زبانهای رسمی» و «سایر زبانهای کشور» استفاده کرده است. با این حال، از نظر ادبی، فرهنگی و حقوق عمومی، تم...
کدام درست است: دری، فارسی دری، فارسی؟پاسخ مختصرنام اصلی و تأریخی این زبان«دری» است. این زبان در خراسان و ماوراءالنهر (افغانستان امروزی و بخشهائی از آسیای مرکزی) از تلفیق زبانهای بلخی، تخاری و سغدی با عربی شکل گرفت و سپس به فارس و سایر مناطق ایران امروزی گسترش یافت . اما اینکه چرا به «فارسی» شهرت یافت، پرسشی است که پاسخ آن در سه نظریهٔ اصلی خلاصه میشود.نظریهٔ اول: نام گذاری توسط اعرابدیدگاه استاد محمد محمدی ملایری و استاد عبدالحی حبیبیبر اساس این نظریه، اعراب تمام مناطق «عجم» (غیرعرب) در شرق را به «فارس» نسبت میدادند و به همین دلیل، زبان اهالی این مناطق را «فارسی» نامیدند. این نام گذاری، یک...
[این تحلیل به منظور حمایت از تهیهٔ یک فصل برای جلد انتشارات پوهنتون آکسفورد در مورد حقوق زنان در افغانستان آماده شده است.] بخش اول: پرسش عمومی دربارهٔ محدودیتهای حقوق زنانچرا زنان و دختران به طور مداوم از حقوق و آزادیهای خود در افغانستان و سایر نقاط جهان محروم میشوند؟محرومیت سیستماتیک زنان از حقوق خود یک پدیدهٔ جهانی است که ریشه در ساختارهای عمیقاً تثبیت شدهٔ مردسالارانه دارد و از مرزهای جغرافیائی، فرهنگی و تأریخی فراتر میرود. در افغانستان، این الگو به دلیل ترکیبی از عوامل که محیطی بطور خاص مشکل برانگیز برای پیشرفت زنان ایجاد کرده است، بطور خاص بارز میباشد.تداوم این پدیده در جوامع مختلف و دور...
لويه جرگه ها در افغانستان
بخش دوم/ به ادامه گذشته...در اوضاع و احوال کنونی که وطن ما افغانستان نیازمند گذار به قانونیت، عدالت و حاکمیت قانون بوده و مسالۀ شناسائی ملی و بین المللی ما وابسته به احیای قانون اساسی میباشد و طبق رسوم گذشتۀ تأریخی مرجع تصویب قانون کبیر ملی جرگه کبیر ملی پذیرفته شده است. روی این ملحوظ نگاشته خود را با نیاز روز وفق داده و اینک درمعرض خوانش آگاهان و تأریخ پژوهان قرار میدهم.- لویه جرگه کابل سال ۱۸۶۵ معطوف به حل مسایل خانواده گی امراءتاریخ سیاسی افغانستان جرگه ها و لویه جرگه های را نیز بخاطر دارد، که در آن منافع عمومی نی، بلکه رویا ها و امیال شخصی امیران و شاهان ارجحیت داشته است، لویه جرگه زمان ام...
محققان علم ژنیتیک یا زیست شناسی در سال 2003 محاسبه کردند که نزدیکترین جدِّ مشترکِ هر مرد هزاره افغانستان و پاکستان که نشانهٔ ژنیتیکی دی ان ای تبارِ مغولی (خوشهٔ ستاره C3) را حمل میکند، حدود ۱۰۰۰ سال پیش میزیسته است. چارچوبِ زمانی که تقریباً دقیقاً با دورۀ زنده گی خود چنگیزخان همخوانی دارد؛ که حدود سال ۱۱۶۲ متولد شد و در ۱۲۲۷ درگذشت، یعنی حدود ۸۰۰ سال پیش از این که این داستان در حال روایت شدن است. پژوهشهای دقیق ترِ بعدی تأیید کردند که هزاره ها این نشانِ خاصِ کروموزوم وای (y) را با فراوانیِ بیش از ۳۰٪ حمل میکنند.قضیه از چه قرار است؟جائی در کوهستانهای مرکزی افغانستان، تقریباً از هر سه مردی که مل...
فصل پایانی کتاب "بحران هویت نسل تاجیک در افغانستان معاصر: ریشه ها، روایتها و پیآمدها"عنوان فرعی: از «شعارِ دیوِ پشتون» تا «سقوط از آسمانِ کابل»نویسنده: دوکتور نوراحمد خالدیناشر: انجمن تأریخ افغانستانچرخهٔ معیوب بحران هویتبرای عبور از چرخهٔ معیوبِ بحرانِ هویت، پاتریمونیالیسمِ قومی و تناقضاتِ برخاسته از ناسیونالیسمِ قومی، نمیتوان صرفاً به توصیه های اخلاقی یا شعارهای وحدت طلبانه اکتفا کرد. بر اساس چارچوب نظریِ تحقیق — به ویژه ضرورتِ گذار از ساختارهای سنتیِ قبیله ای و قومی به »ناسیونالیسم مدنی «(Civic Nationalism) و ایجادِ «جامعهٔ تصوریِ فراگیر» (بندیکت اندرسون) — راهکارهای عملیاتی و مشخص در س...
به مناسبت بیست و هشتم اسدروز دوشنبه بود. امتحانات چهارونیم ماهه ما پایان یافته بود؛ ده روز رخصتی، جشن استقلال و بعد از جشن دوباره شروع درسها.  نگران صنف ما در آن روز برای ما این مژده را داد. ما خوشحال شدیم. معلم صاحب مکی جان را همه صنفیهای ما دوست داشتند، خیلی مهربان بود. معلم صاحب قلم و کاغذی را گرفت و نام پنج تن از هم صنفیهای ما را یادداشت کرد، نام چهارم از من بود و افزود:شما پنج تن که نامخدا شاگردان هوشیار منظم و لایق اید، با پنج تن از شاگردان لایق صنف چهارم (با) شامل تیم ترانه میباشید، ترانه را خوب یاد بگیرید و افزود:  برای پدر جان و مادر جان تان بگوئید تا برایتان لباس جدید تهیه کند. بچه ه...



Footer Layout Persian Footer with Noto Font